جمعى از نويسندگان
375
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
و انسان را به طور طبيعى مجذوب خود مىسازد ؛ آنان كه با زانو زدن در برابر كتاب خدا و سنت رسول او و اهل بيتش ( ع ) به درجه كمال رسيدهاند ، گرچه اندكند . پيامبر اكرم ( ص ) در معرفى بهترين كسى كه مىخواهد همنشين انسان باشد مىفرمايد : « من ذكّركم بالله رؤيته و زادكم فى علمكم منطقه و ذكّركم بالآخرة عمله » ؛ « 1 » « كسانى كه ديدارشان شما را به ياد خدا انداخته و گفتارشان به علم شما افزوده و كردارشان شما را به ياد آخرت اندازد » . بر اين اساس مطالعه و تدبر و درس گرفتن از زندگى بزرگانى كه عمرى را بر عشق و عرفان الهى طى نموده و به مراحل بالاى توحيد رسيدهاند ضرورت پيدا مىكند كه يكى از اين افراد حضرت آيت الله حاج سى على آقاى قاضى ( ره ) است كه در اين مقاله به بخشى از سيره عملى او كه توجه و ارتباط با اهل بيت ( ع ) باشد مىپردازيم و قبل از آن مقدماتى را ذكر كرده و با آنها به ضرورت ارتباط سالك الى الله با آنان خواهيم رسيد . 1 . تشكيل انسان از روح و جسم متكلمان انسان را مركب از دو حقيقت روح و جسم مىدانند و بر آن دلايلى اقامه كردهاند كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم : الف ) هر انسانى افعال خود را به يك حقيقتى به اسم « من » نسبت مىدهد و مىگويد : من انجام دادم ، من زدم و . . . ، اين من كيست ؟ آيا اين حقيقت غير از نفس است كه از آن به روح تعبير مىشود ؟ همچنين هر انسانى اعضا و جوارح مادى خود را به حقيقتى به نام « من » نسبت مىدهد و مىگويد : قلب من ، شكم من ، قدم من و . . . اين من كيست ؟ آيا غير از روح و نفس است ؟ ب ) هر يك از انسانها اين حس را دارد كه شخصيتش در تغييرات روزگار ثابت بوده و در آن تغيير و تحوّل وجود ندارد ، با وجود تغييراتى كه در جسم و بدن اوست ، آيا آن شخصيت ، همان روح و نفس او نيست ؟ ج ) گاهى انسان ممكن است نسبت به هر چيزى حتّى اعضاى بدن خودش غافل باشد ؛ امّا از يك چيز كه همان خوديت اوست ، غافل نمىشود . آيا اين همان نفس و روح او نيست ؟ فخر رازى مىگويد : « گاهى من عالم و آگاه به خودم هستم ؛ در حالى كه از همه اجزايم غافلم و اين خوديت ، همان نفس و روح است » . « 2 »
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 71 ، ص 186 ، ح 3 . ( 2 ) - مفاتيح الغيب ، ج 4 ، ص 149 .